بسیاری بر این باورند که متون دینی یهود، مهمترین عامل ایجاد این نحله ی فاسد بوده است، زیرا در آموزههای یهودی و عبرانی، شیطان نه یک موجود بد بلکه فرشتهای خادم برای آزمایش انسانهاست. همچنین قرار گرفتن پرچم اسرائیل در یکی از نمادهای این فرقه نیز مؤید دیگری در این زمینه است. در نگاهی جامع، ارتباط رژیم صهیونیستی و نقش آن در سازماندهی گروههای شیطانپرست در محورهای زیر قابل اشاره است:
1. این گروههای به لحاظ فلسفه ی اولیه و بسترهای معرفتی، دامنه ی وسیعی از ارتباط با این رژیم را داشته و خواهند داشت.
2. بودجه، نظارت، پشتیبانی و... شیطانپرستان فعال در ایران، به صورت مستقیم توسط سازمان «موساد» تأمین شده و این سلسله اقدامات با اهداف امنیتی دنبال میشود.
3. نحلههای مختلف شیطانی توسط دو سازمان عمده ی جاسوسی یعنی «سیا» و «موساد» سازماندهی و هدایت میشوند.
4. رژیم صهیونیستی از اعضای این گروهها برای مقاصد شوم سیاسی و جاسوسی بهره میگیرد.
گرایش های شیطان پرستان دینی شباهت های زیادی به شیطان پرستان فلسفی دارد، با این تفاوت که در این مکتب، شیطانپرست اول باید یک قانون ماوراءطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است و همه شیطانیاند یا به وسیله ی شیطان شناخته میشوند، بپذیرد. این شیاطین می توانند ذهنی باشند و یا از بین الهه های باستان بینالنهرین، مصر و... برگزیده شوند. بقیه ی شیطان پرستان، ادعای پرستش خدای اصلی را دارند و بعضی نیز شیطان سقوط کرده در انجیل را میپرستند. همه ی فرقههای شیطان پرستی، یک اصل مشترک دارند و آن هم در اولویت قرار دادن خودِ مشخص است.
گروه دیگر شیطان پرستان «شرّ پرستان» هستند که در دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا، شکل گرفتند و متهم به اعمال کریهی مثل «خوردن نوزادان»، «قربانی کردن دختران باکره پس از تجاوز به آن ها» و «نفرت از مسیحیت» هستند و رواج انواع فحشا و مسائل سکسی و جنسی در بین آن ها بیداد می کند. آن ها دنیایی را ترسیم می کنند که هیچ روزنه ی امیدی برای آن متصور نیست لذا شیطان پرستی را دنیای تاریک نیز نامیدهاند. خودکشی از موارد رایج این آیین است و آن را بهترین راه رسیدن به حقیقت می دانند.
به طور غیررسمی و گسترده، این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان و نویسنده کتاب «انجیل شیطانی» و بنیانگذار «شیطان پرستی لاویی» می دانند. او در 1930 در شیکاگو به دنیا آمد و در سال 1950 در دایره ی جنایی پلیس امریکا مشغول به کار شد. از ازدواج اولش دختری به نام «کلارا لاوی» و از رابطه ی عاشقانه اش که هیچ وقت به ازدواج منجر نشد، دختر دوم او به نام «زنا لاوی» به دنیا آمد.
او یک پیانیست مشهور بود که شب های جمعه به ارائه سخنرانی های سرّی خود به نام «دایره ی اسرارآمیز» می-پرداخت و در همین حلقه بود که یکی از اعضا پیشنهاد تأسیس آیین جدید را به او داد. او در 30 آوریل سال 1966 در حالی که سر خود را (به عنوان رسم آیین جدید) تراشیده بود، بنیانگذاری کلیسای شیطان را اعلام کرد و همان سال را سال اول عهد شیطان اعلام کرد و خود را کاهن کلیسای شیطان نامید.او با انتشار کتاب انجیل شیطانی در 1969 تعالیم کلیسای شیطان را پایه ریزی نمود و شیطان را فرمانروای زمین اعلام کرد. او در 1997 بر اثر تورّم ریه مُرد و جسدش به رسوم شیطانی سوزانده شد و خاکسترش بین وراث تقسیم گشت تا از قدرت اسرارآمیز آن در پرستش شیطان استفاده کنند.
اکنون «پیتر گیلمورا» رهبر کلیسای شیطان است. آنتوان لاوی تحت تأثیر نوشته های فردریک نیچه، آلیستر کرالی، مارک دسید و چارلز داروین و بسیاری دیگر قرار داشت و تعالیم خداجویانه کلیساها را مسخره می نمود و شیطان در نظرش موجودی مثبت بود. شیطان پرستان لاویی نیز را خدای خود میدانند و اعتقادی به خدا ندارند.
گروهها و گرایشها
شیطانپرستان را به دو گروه اصلی تقسیم کردهاند:
الف) شیطانپرستی فلسفی (معاصر)
ب) شیطانپرستی دینی (سنتی)
بیشتر شیطان پرستان به جای اطاعت از قوانین خدایی یا طبیعی و اخلاقی، بر پیش رفت فیزیکی خود با راهنمایی های موجودی مافوق با قوانینی فرستاده شده، تمرکز دارند و از باورها و گرایش های ادیان گذشته، مخصوصاً ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت، اسلام) اجتناب می کنند. آن ها به جای محور قرار دادن خدا در مرکز هستی، بیشتر گرایش های خودپرستانه دارند و با الگوگیری از مکتب های ماتریالیستی و اُمانیستی، خودمحور و جادومحور هستند و خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می بینند. بعضی دیگر نیز شیطان را خدا می دانند و به پرستش او روی می آورند.